راهنمای ثبت نام در سایت معمای شاه          ا          جدول پخش         ا         ورود به سایت

               

 

امروز : جمعه, 06 اسفند 1395

آخرین بروزرسانی در 1 ساعت و40 دقیقه قبل .

در حال حاضر 106 مهمان و بدون کاربر آنلاین داریم.

مدیر آنلاین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



ابطال چند فرضیه


نظری بر چند انگاره تاریخی ایرانی معاصر به بهانه پخش سریال «معمای شاه»

ابطال چند فرضیه

می‌گویند «ایرانی‌ها حافظه تاریخی ندارند» اما پخش چند سریال تاریخی در دهه‌های اخیر نشان می‌دهد این فرضیه چندان معتبر نیست و ایرانی جماعت نه‌تنها حافظه‌ای قوی از جزئیات تاریخ در ذهن دارد، بلکه مدام در حال رصد است تا ببیند کجا محتوایی از جنس تاریخ عرضه می‌شود تا به تماشا و نقد آن بنشیند. این پیگیری تا بدان جا گسترش‌یافته که اغلب کارگردان‌های فعال در این عرصه وقتی بخواهند از جنبه‌ای دراماتیک به تاریخ بپردازند هم‌دست و دلشان می‌لرزد و نگران می‌شوند که مبادا به تصویر کشیدن تاریخ از دریچه ذهن قصه‌پردازشان، واکنش‌هایی منفی به دنبال داشته و آن‌ها را به تحریف تاریخ متهم کند.
پخش سریال تلویزیونی «معمای شاه» از شبکه یک سیما نشان داد همچنان آثار نمایشی حوزه تاریخ با این حساسیت مواجه هستند. اما درباره این سریال وضعیت کمی تفاوت پیداکرده و این حساسیت به مقابله تبدیل گردیده و برخی منتقدان درصدد نفی هر آن چیزی هستند که در این اثر تلویزیونی بیان می‌شود. در مقابل این گروه از بینندگان به‌شدت به دنبال بزرگ‌نمایی مسائلی هستند که از آن با عنوان «اقدامات دوره پهلوی» نام‌برده می‌شود. آن‌ها در صفحات فضای مجازی از «رضاخان» به‌گونه‌ای صحبت می‌کنند که گویی «امیرکبیری» با پنج برابر بیلان کاری بوده است! در مطلبی که می‌خوانید، جنبه‌هایی از این موضوع به زبان و دیدگاهی ساده واکاوی شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
***ایران و استعمار
نقد و تحلیل شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران در صد و پنجاه سال اخیر بدون در نظر گرفتن مسئله‌ای مهم به نام «استعمار» غیرممکن است. بخش عمده‌ای از مصائب و مشکلات کشور در این دوره تاریخی خاص متأثر از این مسئله است. وقوع دو جنگ جهانی در دنیا، قرار گرفتن ایران در منطقه‌ای استراتژیک، برخورداری کشورمان از منابع طبیعی همچون نفت و مسائل دیگر سبب شده تا کشورمآن‌همواره در نقشه‌های استعمارگران دنیا که پس از دو جنگ عالم‌گیر جهانی، نظمی تازه در جهان را بنیاد گذاشتند؛ نقش و جایگاهی ویژه داشته باشد. برخی تحلیل گران حتی تحمیل جنگی هشت‌ساله به ایران را هم در ادامه همان نگاه استعماری قلمداد می‌کنند که سبب شد کشور انقلابی ایران، با چالشی جدی مواجه شود و حتی در آستانه سقوط و تجزیه قرار بگیرد که خوشبختانه چنین نشد.
اگر کلیدواژه «استعمار» را از تاریخ ایران حذف کنیم، حاصل تحلیل‌ها و برداشت‌های تاریخی به بیراهه خواهد رفت و نتیجه آن چیزی خواهد شد که این روزها در شبکه‌های مجازی عنوان می‌شود که مثلاً «اگر رضاخان نبود، ایران تجزیه می‌شد و دیگر چیزی از ایران و ایرانی باقی نمی‌ماند!».
بر اساس اسناد و کتاب‌های تاریخی منتشرشده و منابع غربی می‌توان دریافت که «ایران رضاخانی» حاصل برنامه‌ریزی و نقشه استعمارگران برای ایجاد حکومتی باثبات در میانه خاورمیانه بوده است. کما اینکه دولت‌های غربی حتی تا دهه‌های اخیر چنین شیوه‌ای را درباره کشورهای عربی و امریکای لاتین هم در پیش‌گرفته و بارها شاهد استقرار حکومت‌های دست‌نشانده، کودتا علیه حکومت‌های مردمی و حمایت از چهره‌های وابسته در این کشورها بوده‌ایم.

 

***هر دولتی خدماتی دارد
در چنین شرایطی طبیعی است دولت‌های جدید و از راه رسیده، برای جلب نظر مثبت مردم نیازمند ارائه خدماتی به جامعه باشند. اگر پهلوی جایگزین قاجار شود و آب از آب تکان نخورد، چه دلیلی برای حمایت از حکومت جدید وجود دارد؟ آیا در چنین شرایطی جامعه نخواهد گفت: «صد حیف که این آمد و صد حیف که آن رفت؟» بر همین اساس جامعه ایران پس از قاجار نیز انتظار داشت این تغییر حکومت و آمدن دولتی تازه، به ارائه خدمات و تغییرات منجر شود. البته این تغییرات با بهره‌گیری از نیروهای خارجی صورت گرفته و اصطلاحاً «بومی» نبوده است. بخش عمده‌ای از ساخت‌وسازهای رضاخانی با بهره‌گیری از مهندسان آلمانی انجام شد که بعد از جنگ جهانی اول و در اثر رکود حاکم بر آلمان پس از جنگ، به دنبال یافتن موقعیت و مکانی برای شغل بودند و یک حکومت تازه تأسیس همچون ایران رضاخانی می‌توانست پذیرای آن‌ها باشد. البته در تحلیل‌های علاقه‌مندان رضاخان هیچ‌گاه سود و زیاد حاصل از این استقرار آلمانی‌ها بیان نمی‌شود که آیا مثلاً مجموع خدمات آن‌ها در ایران، با زمینه‌سازی برای اشغال پنج‌ساله ایران تناسب دارد یا خیر؟ و اگر این خدمات در ایران اتفاق نمی‌افتاد اما کشور برای پنج سال اشغال نمی‌شد و تمامیت ارضی ایران با تهدید مواجه نمی‌گشت، چه اتفاقی رخ می‌داد؟!
***علاقه‌مندی جامعه ایران به قهرمان‌پروری
معروف است ایرانی‌ها علاقه زیادی به قهرمان سازی و بُت ساختن از چهره‌ها دارند. کافی است هنرمندی فوت کند یا ورزشکاری دار فانی را وداع گوید تا حجم فراوانی ازنظرهای اغراق‌آمیز درباره وی منتشر شود و در حد و اندازه‌ای بزرگ موردتمجید قرار بگیرد. هنرمندان فراوانی بوده‌اند که در زمان حیاتشان، آدم‌ها حتی حاضر به خرید آلبوم موسیقی آن‌ها نیز نبودند و از «گزینه دانلود» برای گوش دادن آثار آن‌ها استفاده می‌کردند اما در زمان مرگ، با حجمی عظیم از استقبال مردمی مواجه شدند!
«رضاخان» نیز کمابیش واجد همین نوع نگاه است. نمی‌توان منکر خدمات عمرانی او شد و به‌هرحال در مقام یک شاه، اتفاق‌های عمرانی فراوانی در زمان وی صورت گرفته است اما آیا رییس یک مملکت، مسئولیت و شانی همچون «پیمانکاران ساختمانی» دارد یا اینکه وظیفه او «سیاست‌گذاری و هدایت جامعه» به سمتی است که چنین اتفاق‌هایی در آن رخ دهد؟ نکته دیگر اینکه آیا می‌توان اقدامات رضاخان در ایران را جدای از تحولات دنیا بررسی کرد؟
در دوره و عصر رضاخانی، شخصیت‌های دیگری هم در دنیا ظهور و بروز یافتند که ازجمله آن‌ها می‌توان به «هیتلر» و «استالین» اشاره کرد که هر دو آن‌ها به جهت نحوه اداره کشور و حاکم نمودن نظامی دیکتاتوری، شباهت فراوانی به رضاخان داشتند. واقعاً تا چه اندازه حجم فعالیت‌های صورت گرفته توسط رضاخان با این افراد قابل‌مقایسه است؟
«دولت‌های اقتدارگرا» همواره فعالیت‌های عمرانی و زیرساختی مهمی را به انجام می‌رسانند و تلاش می‌کنند ویترینی جذاب از خود ارائه دهند. سرهنگ قزافی در مدت حکومت خود لیبی را به یکی از بزرگ‌ترین کشورهای توریستی تبدیل کرد و سطح رفاه بالایی برای مردمش فراهم کرد. حتی «صدام» نیز به‌واسطه اقدامات عمرانی‌اش همواره موردتوجه مردم کشورش بود. نمونه دیگر دولت‌های چین مائو و روسیه کمونیستی هستند که هر دو آن‌ها در مقاطع تاریخی مختلف مورد رشک و حسد دنیا بوده‌اند اما چرا نظامی مانند شوروی دچار فروپاشی می‌شود؟ پاسخ همان است که می‌توان درباره انقلاب 57 ایران ذکر کرد. اقتدار، عمران، آبادی و.... ـ حتی اگر بپذیریم دوره پهلوی شاهد الگویی واقعی در زمینه عمران و توسعه بوده ـ همه آن چیزی نیست که مردم یک کشور از دولت خود می‌خواهند و دولتی که بدون در نظر گرفتن خواست و رأی مردم و با «وابستگی» بخواهد کشور را اداره کند، قطعاً با واکنش منفی مردم مواجه خواهد شد.

 

***دیگران کاشتند تا رضاخان برداشت کند
آنچه در اغلب متن‌های اغراق‌آمیز و ستایش گونه رضاخانی پنهان مانده، این است که عمران و آبادی پدید آمده توسط این شخصیت ـ آن‌هم در محدوده‌ای کوچک و نه کل ایران ـ حاصل کدام برنامه‌ریزی و تدبیر است؟ مثالی از ایران امروز می‌زنیم. آیا شهردار فعلی تهران می‌تواند ادعا کند از زمان حضور او در این مسند، نقشه مترو کشیده شده و خطوط مترو تا این اندازه گسترش‌یافته است؟ پاسخ «خیر» است. قطعاً هر اقدامی حاصل بهره‌گیری از برنامه‌ریزی‌های قبلی بوده و چنین مسئله‌ای در دوره رضاخان نیز صادق بوده است. تأسیس دانشگاه، ایجاد راه‌آهن، فرستادن دانشجو به فرنگ و... که از آن به‌عنوان افتخارهای دوره رضاخانی نام‌برده می‌شود، همه مصوبات مجلس مشروطه اول است که در زمان رضاخان اجرایی شد. توجه داشته باشید که در همان دوران، در کشورهای غربی طبقات سرمایه‌دار و قدرتمند اقدام به ساخت جاده و راه‌آهن می‌کردند اما در ایران که به لطف رضاخان دچار انسداد سیاسی شده بود، احزاب سرکوب‌شده بودند، تمام نیروهای سیاسی اعم از چپ، لیبرال، مذهبی و .... منکوب شده بودند و نهادهای توسعه سیاسی که با مشروطه آغازشده بود خشکانده شده بودند؛ این اقدامات به نام یک نفر ثبت شد. در نظر داشته باشید که حتی این میزان از توسعه هم نسبت به کشور همسایه یعنی روسیه، بسیار ناچیز و حتی رقت‌انگیز است. در سال 1917 انقلابی در روسیه به وقوع می‌پیوندد که در ادامه روستازاده‌ای مانند استالین رهبری آن را به عهده می‌گیرد. این انقلاب 52 سال بعد آدم به فضا می‌فرستد اما در داخل ایران و در همین مدت چه اتفاقی رخ می‌دهد؟
در تحلیل وقایع دوران رضاخانی یک سؤال وجود دارد و آن اینکه «آیا ایران نمی‌توانست پس از مشروطه، حکومتی دموکراتیک بر سرکار داشته باشد و در این چهارچوب شاهد رشد اقتصادی، پیشرفت، ساخت جاده و... هم باشد؟ و اگر به‌جای رضاخان دولتی مردمی بر سرکار می‌آمد، این پیشرفت‌ها حاصل نمی‌شد؟»
سؤال دیگر اینکه اساساً اقدامات عمرانی رضاخان تا چه اندازه نتیجه برنامه‌ریزی علمی او بوده و تا چه اندازه درک شخصی اندک و محدود او از شرایط دنیا به‌عنوان فردی کم‌سواد پشتوانه این اقدامات بوده است؟ اینکه فردی مانند رضاخان در تنها سفر خارجی‌اش، مبهوت پیشرفت ترکیه شود و برداشت او از این پیشرفت این باشد که «چون آن‌ها حجاب را کنار گذاشتند پیشرفت کردند» به فاجعه‌ای مانند «کشف حجاب زنان» و «تغییر اجباری کلاه مردان» منجر می‌شود که طی آن بخش عمده‌ای از جامعه ایرانی با بحران مواجه می‌گردند. اتفاقی که مصدق نیز باوجود زندگی در فرنگ با آن مخالف بوده و به‌شدت در مقابل آن ایستادگی می‌کند. «وی طی نطقش در مجلس گفت که بااینکه خود او کلاه شاپو به سر می‌گذاشته و خانمش وقتی‌که هر دو در اروپا بوده‌اند بدون چارقد بیرون می‌رفته است هشت ماه خود را در خانه‌اش محبوس می‌کند تا به پوشیدن کلاه اجباری پهلوی تن در ندهد...او با آزادی زنان رضاشاهی نیز مخالف بود زیرا کاری است که می‌بایستی به‌واسطه (تحول و تکامل) و به‌واسطه تکامل اهل مملکت باشد نه به‌واسطه کسی که یک قدرتی پیداکرده و یک زوری پیداکرده که من این‌جور می‌خواهم و این‌جور باید بشود... هرکس باید در خط‌مشی خودش با پرنیسب باشد... باید انسان شخصیت داشته باشد نه اینکه مطیع چوب و چماق باشد.»*
در دوره رضاخان اگر هم پیشرفتی صورت گرفته، با سرکوب ملت و بستن دهان آزادی خواهان بوده است. نسل امروز خاطره و درکی از دوران پهلوی ندارد اما کافی است از آدم‌های پنجاه‌ساله اهل مطالعه بپرسد: «در دوره پهلوی دوم به همراه داشتن کتاب سرمایه نوشته کارل مارکس چه عقوبتی به دنبال داشت؟» آیا برای نسل امروز قابل‌باور است که در دوره محمدرضا، همراه داشتن چنین کتابی می‌توانست پای دارنده‌اش را به زندان و داغ و درفش بکشاند؟!
***پاسخ‌هایی که منتظر شنیدن آن از معمای شاه هستیم
ساخت سریالی از جنس «معمای شاه» از این منظر ضرورت می‌یابد که ذهن بینندگان را برای مطالعه تاریخ تحریک کند. لزومی هم ندارد تا بیننده سریال طی فرایند مطالعاتی همان نتیجه‌ای را از تاریخ بگیرد که موردنظر سازندگان است اما قطعاً در این مسیر مطالعاتی، سؤال‌هایی مهم و جدی بار دیگر در ذهن مخاطب شکل می‌گیرد و دوباره به آن پاسخ داده می‌شود. سؤال‌هایی مانند:
«چرا مردم ایران علیه حکومت پهلوی انقلاب کردند»؟
«آیا انقلاب مردم ایران، قیامی جهت کسب رفاه و ثروت بیشتر بود؟»
«آیا طبقات مختلف مردم به دنبال کسب سهم بیشتری از درآمد نفت بودند؟»
«چرا از میان تمامی مرام‌ها و چهره‌های سیاسی آن دوره، فقط امام خمینی (ره) با اقبال حداکثری جامعه مواجه شدند؟»
«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» چه اندازه نسبت به دیگر خواسته‌های مردم در آن دوره ارجحیت داشت؟»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*نقل از کتاب «سیاست موازنه منفی کی استوان ج 2 ص 79 به نقل از اقتصاد سیاسی ایران، صفحه 189»

روزنامه جوان ـ 28 آذر 1394

.

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها   

+2/-9 #5 سرباز میهن اسلامی 1394-10-04 13:23
به نقل از آزاده باشیم:
به نظر من
--------

دلایل ساخت سریالی از جنس (( معمای شاه )) چیست ؟؟؟

برای اینکه , افکار اکثر مردم به ویژه نسل جوان , نسبت به انقلاب اسلامی 57 , تغییر کرده . در واقع , اکثر مردم , حالت پشیمانی دارند .
برای اینکه مستندهایی خلاف آنچه که جمهوری اسلامی میگفت و نشان میداد , ظهور کرده اند مثل ( رضا شاه , انقلاب 57 و ... ) . که این مستندها , برای جمهوری اسلامی بسیار مضر و گمان شکن بوده .
برای اینکه , اگر کسی جوینده حقایق باشد . ( اسناد , مدارک , منابع ) بسیار معتبر و موثقی وجود دارد . در ضمن تکنولوژی , این فرآیند را آسانتر کرده .
برای اینکه , جمهوری اسلامی ترجیح میدهد , به جای اینکه ثروت عظیم ایران را خرج ایران و مردمش کند , و خود را از بدنامی هرچه تمام تر , کمی حتی کمی برهاند . کلی هزینه کند و سریالی اغراق آمیز و % 100 سیاهنما از پهلوی ها بسازد . بلکه بدین وسیله , مردم را به شرایط کنونی ایران , دلخوش و راضی کند .

--------

چرا مردم ایران انقلاب کردن ؟؟؟

جوابش رو , قدرتهای جهانی , بهتر میدونن . در اصل باید از اونها پرسید , چه سودی از این شکل و شمایل خاورمیانه میبرند ؟
در مورد مردم دهه 50 , هم باید گفت , اگر به چهره و رفتار تظاهر کنندگان دقت کنیم . در چهره و رفتار اکثریت شان , ( سواد , آگاهی , دانش , بصیرت و ... ) وجود ندارد .
و فقط میتوان گفت آنها به شدت ( جو پذیر , ساده لوح , نا آگاه از عالم سیاست , متعصب نسبت به مذهب و منبر , خشمگین از اشرافیت و پادشاهی , باور به دیو و فرشته , خواستار برابری و تساوی بین همه , مجانی شدن طبق وعده ها , و ... بودن .

آنها شور انقلابی داشتند , اما شعور انقلابی نداشتند.

--------


مدیر سایت: دوست گرامی کم لطفی می فرمایید. تا الان برخی مخالفان می گفتند انقلاب ایران محصول تلاش بیگانگان بوده الان سناریو تغییر کرد و قرار است بگویند آنها که انقلاب کردند ساده بودند؟

ببخشید آقا یا خانم شما که دلیل ساخت سریال معمای شاه را اینگونه ذکر می کنید و از مستند هایی مثل رضا شاه و انقلاب 57 که من البته این مستند ها را ندیده ام ولی می دانم که در شبکه بهایی manoto ساخته شده و دلیلش هم این است که رضا شاه به بهایی ها خیلی پروبال می داد و بعد از انقلاب بهایی ها مثل یک موش کثیف گورشان را از این مملکت گم کردند بهتر است کمی منطقی باشید و واقعیت را قبول کنید و نتایج امروز انقلاب را در سرتا سر جهان ببینید و مشکلاتی هم که امروز در کشور وجود دارد همان سخن حضرت امام(ره) است که فرمودند نگذارید انقلاب به دست نا اهل ها بیفتد
ولی ان شاءالله این انقلاب با قدرت به راه خود ادامه می دهد.
من یک سوال از شما دارم چرا امثال شبکه manoto مستند هایی برای امثال امیرکبیر که خدمت های زیادی به مملکت کرده اند نمی سازند؟
دلیلش واضح است چون امیر کبیر بزرگ با آنها به شدت برخورد کرد و فتنه ی آنها را و اربابشان انگلیس را خاموش کرد و وقتی هم او را مانع اهداف شوم خود دیدند با کمک عناصر نفوذی دربار ناصر الدین شاه او را به شهادت رساندند.
واقعا برای امثال شما متأسفم که چشم بر شبکه های نجسی چون manoto وbbcدوخته وتارختان را از این سگان انگلیسی می گیرید.
نقل قول کردن
+13/-1 #4 آزاده باشیم 1394-10-03 07:22
------
چرا سناریو ؟؟؟
کدوم سناریو ؟؟؟
------

مردم دهه 50 ایران , فقط سیاهی لشکر و اجرا کننده ی انقلاب اسلامی بودن .

باز هم تکرار میکنم ,
- چرا میبایست در ایران بسیار ثروتمند , انقلابی از نوع (اسلامی! ) میشد ؟
- چرا میبایست خاورمیانه ی غنی و پر از ثروت , عقب افتاده و متحجر بماند ؟
- چه نفعی در این شکل و شمایل خاورمیانه (اسلام گرایی , بنیاد گرایی , تروریسم , جنگ , تحجر , پسرفت و ...........) وجود دارد ؟

چرا ؟؟؟
دلیل انقلاب اسلامی ایران و مابقی ماجراهای خاورمیانه را , باید از ( قدرتهای جهانی) پرسید ؟


مدیر سایت: درباره تصویر کاملا مثبت از دوران شاه در اشتباه هستید. در آن مقطع جامعه ایران با کمبودهای فراوانی مواجه بود. بخش مهمی از دلایل انقلاب، اعتراض به همین بی عدالتی ها بود
نقل قول کردن
+17/-2 #3 آزاده باشیم 1394-10-02 15:23
به نظر من
--------

دلایل ساخت سریالی از جنس (( معمای شاه )) چیست ؟؟؟

برای اینکه , افکار اکثر مردم به ویژه نسل جوان , نسبت به انقلاب اسلامی 57 , تغییر کرده . در واقع , اکثر مردم , حالت پشیمانی دارند .
برای اینکه مستندهایی خلاف آنچه که جمهوری اسلامی میگفت و نشان میداد , ظهور کرده اند مثل ( رضا شاه , انقلاب 57 و ... ) . که این مستندها , برای جمهوری اسلامی بسیار مضر و گمان شکن بوده .
برای اینکه , اگر کسی جوینده حقایق باشد . ( اسناد , مدارک , منابع ) بسیار معتبر و موثقی وجود دارد . در ضمن تکنولوژی , این فرآیند را آسانتر کرده .
برای اینکه , جمهوری اسلامی ترجیح میدهد , به جای اینکه ثروت عظیم ایران را خرج ایران و مردمش کند , و خود را از بدنامی هرچه تمام تر , کمی حتی کمی برهاند . کلی هزینه کند و سریالی اغراق آمیز و % 100 سیاهنما از پهلوی ها بسازد . بلکه بدین وسیله , مردم را به شرایط کنونی ایران , دلخوش و راضی کند .

--------

چرا مردم ایران انقلاب کردن ؟؟؟

جوابش رو , قدرتهای جهانی , بهتر میدونن . در اصل باید از اونها پرسید , چه سودی از این شکل و شمایل خاورمیانه میبرند ؟
در مورد مردم دهه 50 , هم باید گفت , اگر به چهره و رفتار تظاهر کنندگان دقت کنیم . در چهره و رفتار اکثریت شان , ( سواد , آگاهی , دانش , بصیرت و ... ) وجود ندارد .
و فقط میتوان گفت آنها به شدت ( جو پذیر , ساده لوح , نا آگاه از عالم سیاست , متعصب نسبت به مذهب و منبر , خشمگین از اشرافیت و پادشاهی , باور به دیو و فرشته , خواستار برابری و تساوی بین همه , مجانی شدن طبق وعده ها , و ... بودن .

آنها شور انقلابی داشتند , اما شعور انقلابی نداشتند.

--------


مدیر سایت: دوست گرامی کم لطفی می فرمایید. تا الان برخی مخالفان می گفتند انقلاب ایران محصول تلاش بیگانگان بوده الان سناریو تغییر کرد و قرار است بگویند آنها که انقلاب کردند ساده بودند؟
نقل قول کردن
+3/-3 #2 مصطفی پور 1394-10-02 05:59
1-اتهام اصلی رضاشاه که انگیزه ساخت این سریال هم شده اقداماتی است که بر علیه روحانیت و مذهبیون انجام داد مثل کشف حجاب و گرفتن مشاغل قضاوت وتعلیم و تربیت از دست ایشان و سربازی بردن طلبه ها و سرکوب و برخوردهای خشن مثل واقعه گوهرشاد و غیره ، در واقع اگر او فقط مزاحمتی برای نهاد مذهب ایجاد نمی کرد همه چیز حل بود و لااقل در نظام جمهوری اسلامی کسی کاری به کار او نداشت .2- با تمام مخالفتی که دکتر مصدق و خانواده فرمانفرماییان و قاجار با کشف حجاب رضاخانی داشتند اما این جنبه اعتقادی نداشت چرا که فرزندان و دختران خودشان به نداشتن حجاب علاقه داشتند و مدرن و فرنگی مآب بودند . 3- همراه داشتن کتابهای مارکسیستی در اوایل دهه 60 هم موجب بازداشت و گرفتاری بود چون نظام جمهوری اسلامی در حال مبارزه با این گروهک ها بود و تا وقتی که کمونیسم در ایران ریشه کن نشد و شوروی فرونپاشید اینهمه آزادی برای مطالعه و فروش کتابهای مارکسیستی بوجود نیامد
نقل قول کردن
+12/-2 #1 آزاده باشیم 1394-09-29 06:35
-------

اولا که اکثریت مردم ایران , در دهه 50 , خیلی بیسواد بودن , و هیچ گونه سواد سیاسی درباره ی ( ایران , خاورمیانه , و کلا جهان ) نداشتن .

فقط احزاب مختلف بودن , که قدری سواد داشتن . اما همونا هم درک صحیحی از مسائل سیاسی , مخصوصا براندازی سلطنت پهلوی و عقوبت کارهایشان , نداشتن .

مردم فقط فقط فقط مذهب رو میشناختن . و به خاطر تعصب شدید و کورکورانه به مذهب , جذب امام خمینی و مذهبیون شدن و بس . بیسوادی شدید و تعصب کورکورانه , اجازه نمیداد تا مردم ایرن , منطقی فکر کنن . و شعار های بالای منبر رو , باور میکردن .

احزاب که ( باسوادتر و منطقی تر بودن ) . به اندازه مردم , مذهبی نبودن و حتی بعضی هایشان اصلا مذهبی نبودن . اما مردم رو در سرنگونی سلطنت پهلوی , راهنمایی و هدایت میکردن .

اینجا یه سئوال پیش میاد که پس چطوری بین مردم و احزاب , با این همه اختلاف فاحش , نقطه مشترکی به وجود آمده بود تا سلطنت پهلوی رو سرنگون کنن ؟؟؟

به راستی , ( غیر از ایرادها , اشتباهات و غفلت هایی ) که سلطنت پهلوی داشت و باعث شده بود , ( برخی اقشار جامعه) نسبت به آنها معترض باشن .

قدرتهای جهانی هم , سالیان سال بود که بیکار نشسته بودن . منافع آنها , دوست ( شاه ) و دشمن نمیشناسد . انقلاب اسلامی 57 هم , بخشی از ( سیاست تغییر نقشه خاورمیانه ) بود . اصلا خاورمیانه ی غنی و پر از ثروت , میبایست عقب افتاده و متحجر بماند . انقلاب اسلامی 57 , بخشی از جنگ سرد بین آمریکا و شوروی سابق بود .
-------
اما به نظر خودم که نمیدونم تاچه حد درست باشه؟؟؟
وجه اشتراکی که مردم بیسواد و شدیدا مذهبی رو با احزاب باسوادتر و غیر مذهبی , پیوند میداد در سرنگونی سلطنت پهلوی . غیر از عوامل واقعی ( داخلی و خارجی ), باید در مسائل روانی و روانشناسی مردم ایران هم جستجو کرد .

مسائلی مثل حسادت شدید ایرانیان
حسادت به سیستم پادشاهی
حسادت به طبقه ی اشراف و بالا دست
حس برابر طلبی , یکدست شدن طبقات و افکار کمونیستی و ...
و در نهایت مجانی خواستن آب و برق و همه چیز ( مثل همین حالا که برای گرفتن نذری , صف میکشن )

مدیر سایت: این تحلیل شما است و ممکن است عده ای دیگر نظر متفاوتی داشته باشند.
نقل قول کردن